محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
12
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
برخى شهرها را كه ديدار كرده بودم فراموش كرده باشم ، زيرا فراموشى از خواص انسان است . ونيز كسى از آن نرنجد كه شهر أو را نكوهيده باشم ، چه عيب آن افزون نشود ، چنانكه ستايش نيز بر نيكى نيفزايد ، اينها دانش است وبايد به امانت نهاده شود ، نيكى وبدى به درستى آورده شود . اگر بنا بود عيب شهري را پنهان سازم بايستى عيبهاى شهر خودم را پنهان كنم كه نزد خدا بلند پايه است . چه بسا كسى كه در اين كتاب بنگرد ، تناقضى پندارد ، پس بايد ادامه دهد تا غرض آشكار گردد ، نبينى كه برخى مردم در كتاب خدا كه هيچ خطا ندارد ( قرآن 41 ، 42 ) نيز تناقض پندارند ؟ چه رسد به كلام عاجزى افتاده ! بدانكه : من به ذكر درجات بزرگانى كه ياد مىكنم نخواهم پرداخت ؛ آوردن واژههائى مانند فاضل ، جليل از رسم نامه نويسان است نه تصنيفنگاران . من مصنّفان پيش از خود را بر دو گونه مىبينم : برخى مجلس آرائى كرده ، شاگردان فرآهم آورده ، درس مىدادند ، تا شهرتى يابند ، وچون شاگردانى بيرون مىدادند به تصنيف مىپرداختند ، تا مورد قبول قرار گيرد ، واين راهى است كه كعبى وكرخى بدان رفتند . وبرخى تصنيف خود را به أميري بزرگ يا وزيري سترك منسوب كردند تا شرف يابد وگرانقدر شود ، واين راهى است كه قتيبى رفته است . ومن از وى برگرفتم وبدين راه رفتم ، پس شاهان وبزرگان ووزيران را نگريستم وديدم كه شايستهترين كس براي پيش كش ساختن اين كتاب بدو ، كسى است كه . . . ( وپس از 5 سطر ستايش ) عميد الدولة أو را برگزيده وپادشاه خاوران أو را به وزارت برگرفته شيخ فاضل سيد أبو الحسن علي بن الحسن . . . ( دو سطر دعا ) بويژه كه اين علمي است كه